ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
327
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
صلح و فسخ و متاركهء ميان مسلمانان و كفّار و گفت و گو مىكند و مقالهء دهم و آخر ( جلد چهاردهم ) از پارهاى فنون دبير كه به اختلاف موارد تغيير پذير است . خاتمهء كتاب شامل چند باب است كه از مسائل نقل و ارتباط سخن دارد . در اينجا از پست عادى و از كبوتر نامهبر و هم از طريقهء حمل برف از شام به مصر به وسيلهء شتر يا كشتى و به كار بردن علائم آتشى گفت و گو مىرود . در اين فصل بندى نفوذ كتاب التعريف را آسان مىتوان ديد ، بلكه در بعضى از موارد ترتيب و فصل بندى آن را عينا گرفته است ؛ و هر چه بيشتر دربارهء منابع قلقشندى كنجكاوى كنيم بهتر به ارتباط اين دو كتاب در نواحى ديگر پى مىبريم . در سراسر كتاب به اطّلاعات جغرافيايى بسيار متنوّعى برمىخوريم كه به اختلاف موضوعات مورد بحث گونهگون مىشود . به علاوه ، مؤلّف مقالهء دوّم كتاب را تماما به جغرافيا اختصاص داده كه در واقع يك بحث مستقل تاريخ و جغرافيايى است 62 كه مصر مماليك محور اساسى آن به شمار است . در آغاز مقاله اطّلاعات معمولى و تغييرناپذير از شكل زمين به اختصار بيان مىشود . به دنبال آن گفت و گوى تاريخى كوتاهى از خلافت هست با توجّه به چيزهايى كه در مصر مماليك به عنوان شعائر و نظامات و مراسم خلافت پا گرفته بود . قسمتى از اين مقاله كه خاصّ جغرافيا به معنى محدود است با گزارشى مفصّل از ديار مصر آغاز مىشود ( جلد سوم از صفحهء 282 و چهارم تا صفحهء 71 ) كه از مهمترين بخشهاى كتاب به شمار مىآيد و هنوز هم از بعضى جهات منحصر به فرد است . 63 ووستنفلد به سال 1879 بحثى مختصر دربارهء آن داشت كه نسبت به دوران خود كوششى در خور ملاحظه بود و در آن هنگام نقشى انكارناپذير داشت ، ولى اكنون به كمك متن چاپى و مطالبى كه در اين فاصله فراهم شده محتاج كنجكاوى تازه است . 64 قلقشندى در اين قسمت به مصر فاطمى و ايّوبى اهمّيّت خاص مىدهد . دوران مماليك را نيز كه در آن مىزيسته طبعا مهم مىشمارد . در توصيف شام نيز مفصّل گفت و گو مىكند ، كه اين توصيف را به كمك بحث دقيق گودفرواد مومبين ( 1923 ) خوب شناختهايم ، و به دنبال آن وصف حجاز است كه در آن زمان در قلمرو نفوذ مصر بود . از جمله ممالكى كه زير نفوذ مماليك نيست در درجهء اول ممالك خاندان چنگيزخان يعنى سرزمينهاى امپراتورى مغول است كه آنها را به دو مملكت بزرگ يعنى ايران و توران تقسيم مىكند . در قسمت خاص مملكت روم در باب دولت اردوى زرّين مطالب مهم دارد كه قسمتى از آن از دوران تيز نهاوزن به دسترس بوده است . 65 پس از آن به گفت و گو از سرزمينهاى شبه مستقل عربى يعنى آنچه جزو امپراتورى مصر نبوده است باز مىگردد و از يمن و ساحل شرقى و از جمله عمّان سخن مىكند و گزارشى مفصّل دربارهء هند همراه آن مىآورد ( جلد پنجم از صفحهء 61 تا 98 ) ؛ كه اشپيس خاورشناس همين تازگيها تحقيقى دربارهء آن كرده است